
لبیک جنبش سبز اموی: اسرائیل لبیک! لبیک لاشریک لک لبیک! و نحن عبدک ذلیل الحقیر المسکین المستکین
می دانم لیاقت سیلی خوردن برای خمینی را ندارم اما یک هفته است دارم اسمت را سرچ می کنم تا ببینم کجا سخنرانی داری تا وقتی سخنرانیات تمام شد، ما را به توفیق سیلی خوردن برای خمینی برسانی آقای سید حسن!

سیلی خوردن برای خمینی آنهمه لذت دارد که آدم خودش را به آب و آتش بزند و من دارم خودم را به آب و آتش می زنم برای این سیلی آقای سید حسن!
از این گوگل گیج که نا امید شدهام، میخواهم راه بیافتم بیایم طرف مؤسسه «سرخ کردن صورت عاشقان خمينی» آنجا بست بنشینم سر راهت بايستم بالاخره یک روز، دو روز، سه روز... گذرت به ما که می خورد، آنوقت تقاضا کنم که بیا و ما را هم به این لیاقت سیلی خوردن برای خمینی(ره) برسان آقای سید حسن!
سیلی اول را که زدی، می خواهم بروم ته صف تا دوباره نوبتم شود و تو ما را از این سیلیهایت مستفیض بفرمایی. حاضریم برای خمینی(ره) هزارها سیلی بخوریم. قرار بود برای خمینی(ره) و خامنه اي بمیریم، هزار سیلی که قابل خمینی(ره) را ندارد، چه سیلیای می شود این سیلی از دست «سید حسن» برای دفاع از «خمینی» آقای سید حسن!
بعد از توفیق چشیدن سیلی برای خمینی(ره) از دست تو، میخواهیم از جلوی مؤسسه ات پیاده روی کنیم به سمت حسينیه جماران و این سیلی را با افتخار نشان خمینی(ره)، ساکن و صاحب حقیقی جماران بدهیم.
خمینی(ره) زنده است مگر ما مرده ایم که بگذاریم خمینی بمیرد، نشسته است توی ایوان جماران و دارد همهامان را نگاه می کند حتی تو را آقای سید حسن!
نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت «تا من زنده ام نمی گذارم این مملکت به دست منافقین و لیبرال ها بیافتد» و تو آقای سید حسن با سران فتنه که دستشان با منافقین و لیبرالها در یک کاسه است، درشام عروسی عکس یادگاری می اندازی.
نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن! «خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت: «من یک تار موی این کوخ نشینان را به همه کاخ نشینان عالم نمی دهم» و تو آقای سید حسن! در فتنه 88 در کنار این کاخ نشینان بودی.
نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که 24 ساعته رادیو امریکا و بیبیسی انگلیس و رادیوهای غده سرطانی، انواع و اقسام ناسزاها را نصیبش می کردند و تو آقای سید حسن! چه بگویم، یک هفته است همه این شیپورچی ها دارند خودشان را برای تو می کشند!
این بوق ها برای سید حسین نوه ناخلف خمینی هم دیدی که چه کردند؟ آخرش چه شد آقای سید حسن!
میگویند 14 خرداد به خمینی بیاحترامی شده است!
حرمت خمینی را هاشمی شکست که نامه بدون سلام و و السلام برای آقا نوشت و به آشوب و آتش چراغ سبز نشان داد.
حرمت خمینی را مادر فائزه شکست که در حسینیه جماران روز رأی گیری جلوی صندلی خمینی فرمان آشوب سرداد که اگر موسوی رأی نیاورد، یعنی تقلب شده است و ملت! روز شنبه به خیابانها بریزید!
حرمت خمینی را خاتمی شکست که با جورج سوروس یهودی جلسه پنهانی گذاشت!
حرمت خمینی را فائزه شکست که در روزنامه اش پیام فرح پهلوی منحوس را چاپ کرد.
حرمت خمینی را کروبی شکست که خجالت نکشید جلوی 70 میلیون نفر با افتخار از رشوه 300 میلیونی شهرام جزایری گفت!
حرمت خمینی را كسي شکست که آتش زنندگان خیمه سیدالشهدا را «مردان خداجو» نامید!
حرمت خمینی را زهرا اشراقی نوه خمینی شکست که با کمال وقاحت می گوید خمینی اگر بود 180 درجه تغییر می کرد و ما می توانستیم نظرش را عوض کنیم. حرمت خمینی را زهرا اشراقی شکست که در گفتگو با سایت جماران! گفت امام اهل امر به معروف و نهی از منکر نبود و حجاب یک امر شخصی است آقای سید حسن!
حرمت خمینی را مجمع مرده روحانیون شکست که بعد از خطبه خامنهای عزیز بیانیه صادر کرد و در سالروز شورش مسلحانه منافقین کوردل در 30 خرداد 1360، به میلیشیای سبزشان دستور خون و آتش داد.
حرمت خميني را سيد حسن شكست كه وصيتنامه پدرش سيد احمد را به رايزني با سران فتنه فروخت.
حرمت خميني را محمد علي انصاري شكست كه هر چه از دهانش درآمد نثار وزير كشور كرد و با مشت او را روانه بيمارستان كرد!
اگر بخواهم از این حرمت شکنی ها بگویم مثنوی هفتاد من خواهد بود، آقای سید حسن!
آيا اينها حرمتشكني از خميني نبود؟ شايد برخي بخواهند سرشان را زير برف كنند و اين بيحرمتيها را نبينند اما تاريخ بيدار است، اين بيحرمتيها ثبت شد در تاريخ، جلوي چشم شما آقاي سيد حسن!
یاد غلامعباس دشتابی افتادم که 31 اردیبهشت امسال پس از 25 شبانه روز پیاده روی، برای زیارت حرم حضرت روح الله در شهرضای اصفهان کنار مزار شهید همت، خمینی از او راضی شد و غلامعباس مهمان خمینی شد در ملکوت!
می دانم اگر غلامعباس می دانست امسال 14 خرداد قرار است سیلی خمینی خیرات کنند، با آن گاری مدل بالایش پرواز می کرد و گاریش را کنار بنزهای ضد گلوله یاران دو پهلوی انقلاب پارک می کرد و برای خوردن سیلی از دستان تو و برای دفاع از خمینی، نفر اول صف می شد آقای سید حسن!
سیلی خوردن برای خمینی بزرگترین افتخار ماست. در مقابل آنها که برای خمینی سینههایشان سوراخ سوراخ شده که چیزی نیست هنری که نکردهایم. هنر را آنها تمام کردند که برای خمینی مردند؛ همت، باکری، مطهری، چمران، حاج طیب رضایی و...
سیلی برای خمینی افتخار دارد، خجالت ندارد، این را به همه دنیا میخواهیم اعلام کنیم سیلی برای خمینی، بزرگترین سرمایه ماست، این افتخار را می خواهیم علنی کنیم، آنچه خجالت دارد، سیلی نخوردن برای خمینی است!
به «کمپین سیلی خوردن برای خمینی» خوش آمدید؛ قبول باشد!
نوشته شده توسط ح غ در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389 ساعت 14:34 موضوع | لینک ثابت
ما مرد با حجابیم با روسری می خوابیم
...
مازنیم ما زنیم ماتیک به لب می زنیم
...
برادر مانتویی قهرمان من تویی
...
مرگ بر روسیه دامناشون طوسیه
...
نه آجیل نه پسته جنبش به گل نشسته
...
ای یزید با غیرت حمایت حمایت
...
انرژی زغال سنگ، حق مسلم ماست
...
با فتوشاپ زیادیم، خر ابنزیادیم
نوشته شده توسط ح غ در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 ساعت 11:46 موضوع | لینک ثابت
فرمانده جوان سپاه گیلان غرب میگوید این اسم یادگاری دوران حضورش تا پایان دفاع مقدس در مناطق جنگی است. «حاج حسین الله کرم» را همه به عنوان منتقد اصلی دولت اصلاحات میشناسند ولی با وجود حمایت از محمود احمدینژاد در انتخابات، انتقادهایی نیز دارد که صلاح نمیداند رسانهای شان کند. میگوید همراه با سایر نیروهای حزب اللهی هر کجا که میدید آرمانهای انقلاب و اسلام در معرض تهدید قرار دارد آنجا حاضر میشد ولی با سرکارآمدن دولت همفکر خود کمتر مجال یافت تا سیاستهای دولت را به نقد بنشیند. الله کرم که دیرزمانی نیست از ماموریت خارج از کشور بازگشته در جدیدترین اظهارنظر شهردار تهران را از دم انتقاد گذراند و به صورت رسمی استارت حضور مجدد خود در عرصه سیاسی را زد. وی در عصر یک روز بهاری در یکی از محلههای جنوب شهر تهران، در منزلش پذیرای «خبر» شد تا بیشتر راجع به فعالیت جریان انصار حزب الله توضیح دهد.
نوشته شده توسط ح غ در شنبه هشتم خرداد 1389 ساعت 19:20 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط ح غ در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 10:8 موضوع | لینک ثابت
بیت مقام معظم رهبری در ماه محرم میزبان عاشقان و دلسوختگان اهل بیت
(علیهم السلام) بود. مردم ولایی و عاشق امام حسین (ع) به عشق رهبر خویش از
اکثر شهرهای کشور در مراسم عزاداری سالار شهیدان در بیت مقام معظم رهبری
حضور به هم رسانده بودند.
*جمعیت به اندازه ای بود که حتی افراد بیرون از درب اصلی ورود به حیاط بیت هم نشسته بودند.
*بعد
از اقامه جماعت نماز مغرب و عشا، عاشقان ولایت و رهبری با سر دادن
شعارهایی چون "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبرماست"، "ای رهبر آزاده،
آماده ایم آماده" ،"وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد"، "خامنه ای کوثر است،
دشمن او ابتر است"، "حزب فقط حزب الله، سید علی روح الله" ،"ای گل زهرا
بیا منتظر تو هستیم" در انتظار دیدن رهبر خویش سر از پا نمی شناختند.
*سر
دادن شعار توسط افرادی که در انتهای خیابان فلسطین-ورودی بیت- ایستاده
بودند به گونه ای بود که فریاد آنها در تمام خیابان طنین انداز شده بود.
*در
ابتدای مراسم مداح اهل بیت(علیهم السلام)، سماواتی، در سوگ اهل بیت به
مدیحه سرایی پرداخت. وی در بین اشعاری که آماده کرده بود، نکاتی را در
مقام ولایت هم بیان داشت. همچنین در ادامه به نکاتی به صورت شعر، درباره
جربان نفاق و توهین کنندگان به اهل بیت (علیهم السلام) و امام راحل (ره)
اشاره کرد که مورد استقبال جمعیت حاضر در حسینیه امام خمینی قرار گرفت .
*در ادامه حجت السلام پناهیان، سخنران این مراسم، نکاتی درباره حادثه کربلا و ارتباط آن با جریان فتنه امروز بیان کرد.
*پناهیان
با تحلیل چگونگی اتفاق افتادن واقعه کربلا گفت: کسانی که حضرت سیدالشهدا
را به شهادت رساندند، فاسقین، ناكثين، کافران و منافقان و...نبودند، بلکه
کسانی بودند که در رکاب امیر المومنین در جنگ ها شرکت کرده و از اسلام
دفاع می کردند. كساني به اسم شرطة الخبيث بودند كه يار قسم خورده حضرت علي
(ع) به شمار مي آمدند و در ركاب ايشان بودند و در جنگ هايي نيز با حضرت
شركت كرده و حتي در راه اسلام نيز زخمي و مجروح هم مي شدند، ولي همين
افراد بودند كه به عنوان قاتلين امام حسين (ع) در كربلا مطرح شدند.
*وي
با بيان اينكه ماه محرم ماه خوف است و فقط ماه عشق بازي با حسين (ع) نيست
تأكيد كرد: بايد از اين حوادث درس گرفته و از ايجاد زمينه دوري از ولي
زمان ترسيد و از آن جلوگيري كرد.
* حجت الاسلام پناهيان درباره
درس آموزي از وقايع كربلا و تأثير آن در جريان انقلاب اشاره کرد: حوادث و
شعارهاي زمان شاه و بعد از آن و وقايع دفاع مقدس، همگي بر گرفته از محرم
است. در محرم که مردم شعارهايي محکم عليه نابودي شاه سر مي دادند و يا در
جريان دفاع مقدس وقتی سربازان اسلام با درس از وقايع كربلا، به صحنه مي
آمدند، عاملان طاغوت حساب كار دستشان مي آمد و به جدي بودن مردم در مبارزه
عليه آنها پي مي بردند، لذا ترس همه وجود آنها را پر مي كرد.
*وي در ادامه بيان داشت: حوادثي كه الآن هست، در كربلا هم بوده و اتفاقات كربلا، حوادث خصوصي دين را بيان می كند.
*پناهيان
علت بروز اتفاقاتی نظیر کربلا که مردم بر عليه اهل بيت (ع) برخاستند و نيز
ادامه روند آن چه در حال حاضر، اين حوادث را در كشور به وجود آورد، بي
بصيرتي دانست و آن را عامل اصلي اين كج رفتاري ها برشمرد.
*وی در
آخر با بيان اينكه با توجه به اتفاقات رخ داده در كربلا و واقعه عاشورا كه
قاتلين امام حسين (ع) از ياران نزديك او بودند، تأكيد كرد: نبايد پنداشت
كه آدم ها نمي توانند خيلي بد بشوند. زيرا همانطور كه گفته شد، بزرگترين
جنايت ها توسط كساني كه انسان فكر مي كند آنقدر هم بد نيستند، اتفاق مي
افتد.
*بعد از سخنراني حجت الاسلام پناهيان، حاج منصور ارضي مداح
اهل بيت (ع) به مديحه سرايي درباره شهداي كربلا و حضرت علي اكبر(ع)
پرداخت. او كه بعد از گذشت دو سال از عدم حضورش در حسينيه امام خميني در
محرم امسال در اين حسينيه حضور پيدا كرده بود، در آغاز مديحه سرايي خود
دلتنگي اش را از نبودن خود در اين دو سال با بيت "اين صاحبان كرم و مغفرت،
ما را در اين حسينيه ميهمان نمي كنند" ابراز کرد.
* ارضي در
ادامه و با توجه به حوادث و بي حرمتي هاي گروهي به ساحت مقدس اهل بيت(ع) و
امام (ره) شعرش را این گونه ادامه داد: "ياد شهيد ياد ولايت مي
آورد،بيهوده نيست ياد شهيدان نمي كنند"، "با نهضت حسيني دوران مخالفند،
بي حرمتي به ساحت امام مي كنند" ،"عكس امام نه دل ما دوپاره شد، آيا حيا
از اين همه انسان نمي كنند" ،"اسلام زنده است ببينيد دشمنان، ديگر هواي
حمله به لبنان نمي كنند"، "اين گرد باد ها به غيرت در آمده، تسليم رهبرند
كه طوفان نمي كنند"، "به پاي دفاع از حريممان، مردم دريق از سر و جان نمي
كنند". خواندن اين اشعار در حالي بود كه مورد حمايت جمعيت چند هزار نفري
در مراسم قرار گرفت.
نوشته شده توسط ح غ در شنبه پنجم دی 1388 ساعت 10:58 موضوع | لینک ثابت

لبیک جنبش سبز اموی: اسرائیل لبیک! لبیک لاشریک لک لبیک! و نحن عبدک ذلیل الحقیر المسکین المستکین
امروز در حالی که اخبار خبرگزاریهای خارجی را بررسی میکردم خبری را در یکی از خبرگزاریهای خارجی مشاهده کردم که بسیار جالب بود و آن اینکه دیدم صهیونیستها مرتبا مواظب جان شیرین آقای موسوی بوده و برای سلامتی وی نگرانند و دست به دعا . همانند آنچه که کاخ سفید در پیام تسلیت شیخ حسینعلی منتظری اعلام کرده بود . حالا عین خبر خبرگزاری ریانووستی را نقل میکنم تا خوانندگان قضاوت کنند . البته اصل این خبر راهم در سایت اسرائیلی مشاهده کردم .
خبرگزاری ریانووستی:گروهی از افراد ناشناس روز دوشنبه 21 دسامبر به "میرحسین موسوی" رهبر اپوزیسیون ایران و نخست وزیر سابق این کشور حمله کردند، این مطلب را پایگاه اطلاع رسانی ارمنی News.am اطلاع داد. بر اساس این گزارش، حمله به خودروی وی در جاده قم - تهران؛ زمانی که موسوی از مراسم خاکسپاری آیت الله حسینعلی منتظری، یکی از روحانیون اپوزیسیونی باز می گشت صورت گرفت. طی آن گروهی موتورسوار چندین بار خودروی وی را متوقف کرده و نمی گذاشتند که مسیرش را ادامه دهد.در این گزارش به نقل از شاهدین ماجرا گفته می شود که این افراد ناشناس شیشه عقب اتومبیل نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری را شکستند. در نتیجه این رویداد یکی از همراهان موسوی زخمی شد، اما خود او آسیبی ندید.پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران که روز 22 خرداد ماه برگزار شده و در آن "محمود احمدی نژاد" مجدداً بعنوان رئیس جمهور کشور برگزیده شد، طرفداران نامزدهای مغلوب انتخابات تظاهرات گسترده ای برگزار کردند که حدود دو هفته ادامه داشت. مقامات ایران برای سرکوب اغتشاشات و برقراری امنیت کشور به روش های خشونت آمیز متوسل شدند. تا کنون طی تظاهرات مختلف افراد بسیاری بازداشت و محکوم شده اند.در عین حال بیش از 140 نفر از نمایندگان مجلس ایران از موسوی شکایت کرده اند. پیشتر "حمید رسائی" نماینده مردم تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی گفته بود که "برخی از نمایندگان حامی موسوی که هم اکنون نامه شکایت از او را امضا کردهاند، معتقدند که در ایام انتخابات برداشت دیگری از موسوی داشتهاند، اما در حوادث پس از انتخابات به ویژه حوادث روز قدس و 13 آبان و بیانیههای موسوی، به هیچ وجه مورد تایید آنها نیست". وی با بیان اینکه روند امضای شکایتنامه از موسوی هنوز هم در میان نمایندگان ادامه دارد، اضافه کرد که "امضاهای جدید نمایندگان برای شکایت از موسوی را تحویل دستگاه قضایی خواهیم داد تا بدین موضوع با جدیت پیگیری کنند."
نوشته شده توسط ح غ در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 11:58 موضوع | لینک ثابت
![]()
این روزها به مناسبت درگذشت مرحوم آقای منتظری چند دسته عزادارند. گروه اول مقلدین و علاقهمندان به ایشان و مخصوصا خانواده آن مرحوم که از صمیم قلب به آنها تسلیت عرض میکنم و در اینجا هیچ حرفی و هیچ اعتراضی به آنها ندارم. گروه دوم کسانی هستند که اصلا کاری به مرجعیت و روحانیت و حوزه و این حرفها ندارند. عزاداری آنها هم در این روزها صرفا به این خاطر است که یکی از مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی را از دست دادهاند. تلویزیون بیبیسی و بالاترین و مخالفان نظام و امام از این دسته هستند.
گروه سوم سبزهایی هستند که چند ماه است چماق اقلیتشان را بر فرق سر اکثریت ملت ایران میکوبند. برای آنها فرقی نمیکند که شب یلدا باشد یا شب عاشورا، مراسم عروسی باشد یا مراسم عزاداری، روز قدس باشد یا روز 16 آذر، آنها کلا میخواهند از هر فرصتی استفاده کنند تا مخالفت خود را با اکثریت مردم ایران نشان بدهند.
دوروز پیش هم دقیقا به همین علت، از نقاط دیگر به قم آمدند و با شعارهای خود، مراسم تشییع جنازه را به یک میتینگ و تجمع خیابانی تبدیل کردند و مردم قم خاضعانه چشمها و گوشها را بر توهینهای این جماعت بستند.
اما یک عدهی دیگر هم هستند که سابقا به آنها میگفتند خط امام. قبلا تنها معیار این گروه، امام خمینی و فرمایشات ایشان بود. دیگران را بر اساس دوری و یا نزدیکی آنها به امام خمینی میسنجیدند. افراد را با توجه به قضاوت میکردند. افراد بسیاری را صرفا به خاطر اعتقاد نداشتن به ولایت فقیه از صحنه به در کردند. در ماجرای برکناری آقای منتظری هم، سفت و سخت از فرمان امام حمایت کردند و حتی دستور دادند تمامی تصاویر و عکسهای آقای منتظری از ادارات و نهادها و سازمانها برچیده شود. آقایان عبدالله نوری، کروبی، موسوی و صانعی و ... از این دسته هستند.
این قبیل افراد دائما از سوابق و مسئولیتهای خود در زمان امام خمینی خاطره تعریف میکنند و هنوز هم خود را نمایندهی مادامالعمر امام و نخست وزیر امام و یار و یاور همیشگی امام میدانند. در چند ماه گذشته حوادثی پیش آمد که به خوبی پرده از چهره و ادعای دروغین آنها کنار زد. مخصوصا واکنش و رفتار آنها بعد از فوت آقای منتظری، یک بار دیگر به خوبی دروغ بزرگ آنها را اثبات کرد.
مدعیان خط امام، به جای آنکه دین خود را به امام خمینی ادا کنند و حقایق انقلاب و ماجرای برکناری وی را بازگو کنند، یا سکوت کردند و راه را برای اهانت سبزها باز گذاشتند.
آنها در این مدت خیلی سعی کردند ایستادگی و مخالفت صریح مرحوم منتظری را در برابر امام، فقط به یک اشتباه شخصی و فقهی تنازل دهند، حال آنکه برکناری آقای منتظری توسط امام خمینی مسالهای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت.
از بالاترین و بیبیسی و صدای آمریکا و سبزها انتظاری نیست، اما آیا از جماعت مدعی خط امام که همه چیزشان را مدیون امام خمینی هستند و هنوز هم از مردم به خاطر سوابقشان طلبکارند، نباید انتظار داشت که جلوی اهانت به امام را بگیرند و عدالت را دربارهی آقای منتظری رعایت کنند؟ آیا سکوت امروز آنها و تحریف و سانسور حقایق تاریخی انقلاب، خیانت و ظلم به امام خمینی و انقلاب اسلامی نیست؟
تنها کسی که در این ماجرا، جانب انصاف و عدالت را گرفت، رهبر معظم انقلاب بود. مدعیان و مخالفان هرچه میخواهند بگویند، اما این پیام صادقانهترین پیامی بود که رهبر انقلاب میتوانست برای یکی از مخالفان خود بنویسد. البته ایشان در این پیام هیچ اشارهای به جفای آقای منتظری در حق خودشان نکردند و فقط ماجرای مخالفت وی را با امام خمینی یادآوری کردند.
ایشان در پیام تسلیت خود، ضمن اشاره به مقام علمی و فقهی آقای منتظری، به یک مساله مهم تاریخی اشاره و از آن به عنوان یک امتحان خطیر و دشوار تعبیر کردند، یعنی همان ایستادگی آقای منتظری در برابر امام خمینی.
شاید یکی از اثرات مهم پیام تسلیت رهبری، نقش بر آب کردن تلاش مدعیان برای تحلیل نادرست مسائل دوران امام باشد. اینکه مردم ایران و به خصوص جوانها که حوادث دوران امام را به خوبی به خاطر ندارند، بر اثر گذشت زمان و رنگ عوض کردن مدعیان خط امام، یک بار به امام خمینی بدگمان نشوند و با خواندن و شنیدن اظهارات آن مدعیان، تصور نکنند که همهی اختلافات بین امام و مرحوم منتظری، بر سر هیچ بود و یا دعوای شخصی بود! و یا اینکه همه اشتباه میکنند و باید گذشتهها را فراموش کرد.
خوشبختانه امروز هم نامههای تاریخی امام موجود است و هم رنجنامهای که مرحوم حاج احمد خمینی با خون دل خود خطاب به آقای منتظری نوشتند و فراموشی مدعیان خط امام هم تاریخ را عوض نمیکند. بند بند آن نامهها را باید خواند و بدون تعصب درباره آقای منتظری قضاوت کرد و از خداوند غفور برای ایشان طلب بخشش و مغفرت نمود.
نوشته شده توسط ح غ در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 9:45 موضوع | لینک ثابت
به راستي رهبر جنبش سبز كيست؟ براي ديدن به پاسخ اين سؤال نگاهي به تاريخچة كوتاه اين جنبش مي اندازيم.
مروري بر تحولات جنبش سبز چنين نشان مي دهد كه اين جنبش با تشكيك در صحت
انتخابات دهمين رياست جمهوري كشور آغاز شد. اين تشكيك با شعار تقلب
عملياتي شد و بر اساس نظرية يكي از نظريه پردازان جنبش هاي اجتماعي به نام
اسملسر، يك "التهاب ساختي" در نظام جمهوري اسلامي به وجود آورد و بر اساس
اين التهاب به بسيج مردم پرداخت.
رهبري اين جنبش براي نشان دادن ابعاد خود از راهپيمائي آرام و شعار الله و
اكبر شروع كرد و به تدريج مطالبات ديگري بر آن افزود. با انتساب خشونت به
هيئت حاكمة نظام، از طريق استفاده از برخي افراد نفوذي و يا ناآگاه (مانند
دست اندر كاران بازداشتگاه كهريزك) و راه انداختن ماجرا هائي مانند قتل
مشكوك ندا سلطاني، به گرم نگه داشتن آن التهاب ساختي براي تداوم حركت خويش
مبادرت ورزيدند. با رسيدگي به خشونت ها و نفي آشكار آن توسط نظام، تحريك
نارضايتي هاي رفاهي در دستور كار اين جنبش قرار گرفت.
با توجه به درحال گذار بودن جامعه ما مسلماً كمي و كاستي هائي پيدا مي شود
كه بتوان بر آنان انگشت گذاشت و مردم را بر عليه نظام تحريك كرد. به اين
ترتيب به تدريج بر ابعاد مطالبات اين حركت افزوده شد و اين مطالبات به
سمتي رفت كه تشكيك در شعارهاي ضد استكباري انقلاب اسلامی در مناسبات داخلی
و خارجي به صورت شعار توسط عدة معدودي در مناسبت هاي ضد استكباري نظام
ارائه شد. در ابعاد خارجي با نفي حمايت از مردم غزه و لبنان، و در بعد
داخلي با تمسك به ليبراليزم و نفي جمهوري اسلامي و فرياد براي جمهوري
ايراني، حركت جنبش سبز به راه خود ادامه داد. تا آن كه حركت هاي ضد جمهوري
و انقلاب اسلامي آنان به اهانت به رهبر كبير انقلاب (ره)، نه تنها در
آرمان ها، بلكه در نماد ها رسيد.
در روند فوق كه به اختصار بيان شد، به موازات تند شدن شعار هاي اين جنبش،
با روشنگري هاي رهبري نظام و افزايش بصيرت مردم فهيم مسلمان و انقلابي
ایران، از تعداد طرفداران آن كاسته شد و هر روز ناظر بر ريزش طرفداران آن
بوده ايم. اكنون در مرحله اي ايستاده ايم كه هر ناظر اجتماعي به خوبي مي
تواند از حركت اين جنبش يك روند و جمع بندي و نتيجه گيري به دست دهد.
كساني كه مدعي رهبري اين جنبش هستند چگونه مي توانند شعار ها و حركت هاي
ساختار شكنانه آن را توجيه كنند؟ سوابق سياسي كه به آن مي نازند و اعتبار
خود را از آن كسب مي كنند كه با اين شعار ها و حركت ها سازگار نيست. حركت
هائي كه در خارج از ايران با استفاده از رنگ سبز صورت مي گيرد و رسماً خود
را سكولار مي نامند نيز كه با سوابق ادعائي مدعيان رهبري جنبش سازگاري
ندارد.
بنابراين تنها نتيجه اي كه مي توان گرفت اين است كه مدعيان رهبري جنبش سبز
يا قدرت رهبري ندارند و يا ديگر رهبري جنبش در دست آنان نيست و اين گروه
از جاي ديگري رهبري مي شوند. به فرمودة رهبر معظم انقلاب اگر مدعيان رهبري
با اين كار ها مخالفند كه چرا موضع خود را مشخص نمي كنند و اگر موافق
هستند كه چرا از حرف كسانی كه از آغاز مي گفتند اين كار شما بر اندازي است
بر آشفته می شدند و خود را مصلح در مسير انقلاب اسلامي می خواندند؟ طور
كامل در دست كساني كه ادعاي آن را دارند نيست. كساني كه قصد براندازي
دارند روند جنبش را به دست گرفته و آن را رهبري مينمايند
نوشته شده توسط ح غ در سه شنبه یکم دی 1388 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت
بسمالله الرحمن الرحیم
فتنهها با تلخی خواستهها وارد میشوند و خونهای تازه را میدوشند،
نشانههای دین را خراب، و یقین را از بین میبرد … سعی کنید که پرچمدار
فتنهها و نشانههای بدعتها، شما نباشید و آنچه را که پیوند امت اسلامی
بدان استوار و پایههای طاعت بر آن پایدار است بر خود لازم شمارید. و شما
را به خدا، بر یاری ستمدیده بشتابید و نه ستمگر. از گرفتار شدن به دامهای
شیطان، و قرار گرفتن در وادی دشمنیها بپرهیزید، و لقمههای حرام به شکم
خود راه ندهید. شما برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام
کرد و راه بندگی و اطاعت را آسان فرمود. نهجالبلاغه – خطبه ۱۵۱
در ماههای پس از انتخابات شاهد بودیم که جریان شکستخورده در چند انتخابات اخیر دست به زورآزمایی با نظام اسلامی و اکثریت مردم ایران زد و رقابت انتخابات را به اعتراضات خیابانی و اغتشاش و سلب امنیت و آرامش بدل کرد. قانونشکنیها و بیاخلاقیها (با شعار تقلب و ادعای ادب!) قانون و حق و حقیقت را پایمال کرد و رأی تودههای ملت را نادیده گرفت. و میبینیم که اکنون وقاحت را به جایی رساندهاند که علناً به امام خمینی (رحمت الله علیه) توهین میکنند.
شعار قانونمداری میدهند، اما نمیپذیرند که اقتضای قانونمداری این است که در مواردی که قانون با منافعِ شخصی ما موافقت نداشته باشد، به آن تمکین کنیم، نه آنکه در آن زمان که سفرهی قدرت برای ما گشوده است، از آن بخوریم و زمانی که این دیگ برای دیگری بجوشد، باید این دیگ را سرنگون کنیم و بر زمین بریزیم. این نشانه دیکتاتوری است.
امروز شعار «مرگ بر دیکتاتور» شان گوش فلک را کر کرده است، اما یادمان نرفته است که همین افراد به دنبال اختیار تام در جایگاه نخستوزیری بودهاند، ریاست جمهوری مادامالعمر را برای خود میخواستند و یا لوایحی به مجلس فرستادهاند که اختیاراتی فراتر از قانون اساسی به آنها داده شود. اگر اینها نشانههای خوی دیکتاتوری نیست، پس چیست؟
روزی خود را «خط امام» خواندهاند و عکس امام را بر سر نیزه زدهاند و روزی دیگر عکس امام را پاره میکنند و زیر پا میگذارند. تاریخ اسلام برای ما الهامبخش است که کسانی که قرآن بر سر نیزهها میکنند، همانها در روزگاری دیگر قرآن ناطق را پامال ِ سم اسبان میکنند. مسجد و قرآن را به آتش میکشدند (مسجد لولاگر و مسجد دانشگاه شیراز)، اما میدانند که تا زمانی که مردم در راه ولایت هستند، نمیتوانند به فتنهها دچار کنند.
امروز میخواهند به نام دین سبز، با اندیشههای امام معارضه کنند. اما ما با اسلام آریامهری، اسلام ابوسفیانی و اسلام تحجر مخالفیم. اسلام آمریکایی و قرائت سکولار از اسلام را هرگز برنمیتابیم. مهمترین دستاورد مبارزات این ملت برای به سرانجام رساندن انقلاب اسلامی، حاکمیت اندیشه اسلامی بود. اما افرادی که هرگز سابقه مبارزه در زمان اختناق شاهنشاهی را نداشتهاند، به سبب مسئولیتی که در دوران حیات امام داشتهاند، امروز مدعی همهچیز شدهاند و میخواهند دستاوردهای انقلاب این ملت را از بین ببرند و اندیشههای غربی و اسلام آمریکایی و آریامهری را حاکم کنند. به قول شهید بهشتی:
«اسلام آریامهری، اسلامی بود که مسجدها تر و تمیز و آباد میشدند، کاشی هم میشدند، فرش و قالی هم میشدند، اجتماعات هم بود، عاشورا هم بود، تاسوعا هم بود، ماه رمضان هم بود، نام اسلام هم بود، رادیو هم قرآن میخواند، شبهای ماه رمضان هم دعای سحر میخواند، ابوحمزه میخواند، مناجات میخواند، اما نظام، نظام اسلامی نبود. برای ما مسأله این است که وقتی میگوئیم «با اسلام» این «با اسلام» ِما با «با اسلامی»که دیگران میگویند فرق دارد. «با اسلام» ما یعنی اینکه همه این مواهب بر اساس حاکمیت اسلام است و اینکه قانون اسلام باید حاکم شود.» (کتاب ولایت، رهبری، روحانیت – صفحه ۲۷۷ و ۲۷۸)
ما انتساب به امام را -به هر سبب و نسب و جایگاه که باشد- ملاک حقانیت نمیدانیم. چرا که آن روح خدا، امام خمینی روحیفداه بر نظامات موروثی و طبقهای خط بطلان کشید و ما فرزندان معنوی همان مرد الهی هستیم و هرگز به دوران پیش از انقلاب اسلامی برنخواهیم گشت. ما از پیمودن راه امام پشیمان نیستیم که بخواهیم از آن عدول کنیم و سر به دامان شرق و غرب ببریم.
امروز با ادعای وصایت یا وراثت از امام، متولیانی برای خط امام پیدا شدهاند که هیچ ارتباطی با اندیشه امام ندارند. امروز این افراد به دنبال نوعی سلطنت موروثی هستند و هرگز اندیشهی امام برای آنها ملاک نیست و اگر روزی هم برمیآشوبند، از نفی اندیشه امام نیست که از نقد به فرزندان امام است. اما امام ما این نحوهی حکومت و ارزشگذاری را نفی کرده است. در اسلام حق و باطل، خود ملاک هستند و نه افراد مدعی آن! درباره امام هم میگوئیم که افراد مدعی خط امام به جای تأکید بر عنوان نخستوزیر امام یا منصوب امام یا نماینده امام، باید با اندیشه امام محک بخورند. امروز شاهدیم که مطرودین و محذوفین از سوی امام و کسانی که از امام سیلی خورده بودند، ذیل یک پرچم مدعی خط امام شدهاند. امروز باید مواظب بود تا ظواهر و شعارها ما را از توجه به ذات و باطن باطل این جریان دور نکند.
بنیانهای اندیشهی امام، ولایت فقیه و حضور مستمر دین در حاکمیت، مبارزه با طاغوت (هر حکومتی غیر از حکومت اسلام)، مبارزه با تحجر و اسلام سلطنتی و آریامهری، مبارزه با اشرافیت و کاخنشینی، صدور انقلاب و هستههای مقاومت، حمایت از فلسطین و لبنان و جهاد علیه کفر و طاغوت، عدالتخواهی و آزادیخواهی، جمهوری اسلامی، مردممحوری به جای نخبهمحوری (اعم از حوزوی و دانشگاهی)، توجه به جبههی جهانی مستضعفین، استقلالطلبی از شرق و غرب و نیز استکبار ستیزی بوده است. امروز باید با این محک، مدعیان را سنجید.
ما وبلاگنویسان و فعالان فضای مجازی، جریان ضدانقلابی موجود در فضای مجازی، وبلاگستان و شبکههای اجتماعی را محکوم میکنیم. تحرکات ضداسلامی، ضدانقلابی، ضداخلاقی و ضدمردمیشان را دیدهایم و این مسئولیت ما را بیشتر میکند. از یک سو باید به خودسازی و کسب بصیرت اهتمام کنیم و از سوی دیگر، دیگران را به اخلاق اسلامی و بصیرت دعوت کنیم. باید آگاهیبخشی را وظیفه خود بدانیم و بدانیم که ضعف و سستی ِ ما در مسیر الهی، آینده ما را به گونهای دیگر رقم خواهد زد: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»
امروز وظیفه ماست تا با هر ابزار ادبی، فرهنگی، هنری و روشنگرانه در برابر فتنهافکنیها ایستادگی کنیم. باید حقیقت اسلام ناب را برای مردم بیان کنیم و در این موقف تاریخی تکلیف خود را به درستی انجام دهیم.
امروز بر همگان لازم است تا ولایت فقیه، این میراث سترگ امام خمینی (رحمت الله علیه) را پاس بدارند و آن را تمیز جریان حق و باطل بشمارند. بدانیم که حتی اگر همچون عمارها به سادهلوحی هم متهم شویم، تا زمانی که دست در دست ولایت داریم، خداوند سبیل هدایت را بر ما آشکار میکند.
البته همانگونه که رهبر معظم انقلاب
اسلامی فرمودند ما ترسی از این جریان نداریم. آینده برای ما روشن است. ما
معتقدیم درافتادن اینها با امام به زوال سریعتر و انزوای بیشترشان منجر
میشود. اینافراد ریشهای در میان ملت ندارند و هرچه بخواهند در میان ملت
مسلمان ریشهدوانی کنند، به ریشهکنی کامل نزدیکتر میشوند. درخت حیات
طیبهای که امام در میان ما کاشت، ریشهاش در زمین دلهای ما مستحکم است
و هر روز شاخههای بیشتری در آسمان خواهد داد و شرق و غرب عالم را در بر
خواهد گرفت.
ان شاء الله
نوشته شده توسط ح غ در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت



نوشته شده توسط ح غ در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 13:2 موضوع | لینک ثابت

سعيد حجاريان، در چهارمين دادگاه رسيدگي به پرونده اغتشاشات اخير در
دفاعيات خود كه توسط سعيد شريعتي خوانده مي شد، گفت: بار ديگر از ملت
بزر گ ايران مي خواهم همه ما را به بزرگواري خود ببخشند.
در چهارمين دادگاه رسيدگي به اغتشاشات اخير سعيد شريعتي به نمايندگي از سعيد حجاريان به علت سختي تكلم نامبرده متن دفاعيات وي را قرائت كرد.
گفتني است سعيد شريعتي با درخواست از دانشگاهيان و نخبگان كشوري با قابل توجه قرار دادن دفاعيات سعيد حجاريان گفت: ما از آنها درخواست مي كنم به اين متن هم مثل ساير متون آقاي حجاريان توجه ويژه كنند.
متن كامل دفاعيات حجاريان بدين شرح است:
نوشته شده توسط ح غ در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 14:52 موضوع | لینک ثابت
مسعود
مرادي باستاني از عوامل اغتشاشات پس از انتخابات و از گردانندگان سايت
جمهوريت در دفاعيات خود در دادگاه گفت: حقوق كاركنان سايت جمهوريت توسط
چكهاي دانشگاه آزاد پرداخت مي شد.
نوشته شده توسط ح غ در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 14:24 موضوع | لینک ثابت
اما
سؤال كوچك از آقاى كروبى كه تيغ آخته اش در برابر نظام اسلامى پايين نمى
آيد، اين است كه: حضرت شيخ شجاع! بدون اين كه پاى ديگران را وسط بكشيد،
خود شما، شما كه از هيچ كس نمى ترسيد، چرا در بهمن ماه ۱۳۵۵ در مراسم
«سپاس اعليحضرتا» شركت كرديد و تمناى عفو ملوكانه نموديد تا از زندان آزاد
شويد؟ |
آقاى مهدى كروبى با مواضعى كه در ماه هاى
اخير اتخاذ نموده و اتهامات كذب و شرم آورى كه به نظام اسلامى نسبت داده،
اين روزها به ستاره رسانه اى ضدانقلاب و غرب تبديل شده است. كف و هورايى
كه رسانه هاى مخالف نظام براى كروبى مى كشند، بى سابقه است و به خوبى از
افول بى بازگشت شيخ سابق اصلاحات خبر مى دهد. نكته اى كه در اين ميان قابل
تامل است، صفت «شجاعت» است كه رسانه هاى ضدانقلاب و نيز افرادى نظير
ميرحسين موسوى، كروبى را بدان مى ستايند. آقاى كروبى نيز به طور مداوم و
در هر مصاحبه اى به اين صفت ذاتى خود اشاره و تاكيد مى كند كه از هيچ كس
نمى ترسد! |
نوشته شده توسط ح غ در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 10:54 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

تمامی مطالب این وبلاگ اظهار نظر شخصی است .
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
|
|
POWERED BY